![]() |
نویسندگان وبلاگ محمدجواد
نوشتههاي پيشين
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
بگرد
سایت رسمی مسجد مقدس جمکران
مهر بيكران
صهيونيزم، يهود، مهدويت
قلبهاي منتظر
๑۩๑ الغوث و الامان ๑۩๑
شاید این جمعه بیاید شاید
فرقه ناجیه
آمار وبلاگ
RSS 2.0 لوگوی من کد زیر را در قالب وبلاگ خود کپی کنید
قاصدک
میلاد با سعادت امام مظلوم شیعه، امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد.
به همین مناسبت توجه شما رو به چند حدیث از ایشان درباره امام زمان (عج) جلب میکنم.
"طوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه"؛ خوشا به سعادت کسی که روزگار او را درک کند و اوامر او را گوش فرا دهد. (امام حسن مجتبی علیه السلام)
روزگار پرآشوب عهد امام حسن مجتبی علیه السلام موجب شد که شیعیان نتوانند احادیث فراوانی از آن حضرت بشنوند و برای نسل های بعدی روایت کنند، از این رهگذر روایات مربوط به حضرت ولی عصر (عج) نیز از آن حضرت کمتر روایت شده است که آنچه به دست ما رسیده در اینجا می آوریم:
"بعد از امضای قرارداد صلح با معاویه، برخی از شیعیان ناآگاه به خدمت امام حسن مجتبی علیه اسلام رسیده، او را برای پذیرش صلح سرزنش کردند. امام حسن علیه السلام فرمود:
شما نمی دانید که من برای شما چه کرده ام؟ به خدا سوگند آنچه من انجام داده ام برای شما از تمام این جهان سودمندتر است. مگر نمی دانید که من امام شما هستم؟ اطاعت من بر همه شما واجب است، و به صریح فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله یکی از دو سروران جوانان بهشتی هستم؟ مگر نمی دانید که هنگامی که حضرت خضر علیه السلام کشتی را سوراخ کرد و جوانی را کشت و دیوار را تجدید بنا کرد حضرت موسی خشمگین شد، زیرا سبب و حکمت آنها را نمی دانست، ولی کارهای حضرت خضر در نزد خدا صحیح و بی اشکال بود؟ مگر نمی دانید که هر یک از ما بر گردنش بیعت طاغوت زمانش خواهد بود به جز قائم ما که حضرت عیسی در پشت سر او نماز می خواند و خدای تبارک و تعالی ولادتش را مخفی نگه می دارد و خودش را در پشت پرده غیبت نهان می سازد تا به هنگام ظهور، بیعت احدی در گردن او نباشد؟ [اعلام الوری، ص 401.]
"التاسع من ولد اخی الحسین ابن سیده الاما، یطیل الله عمره فی غیبته، ثم یظهره بقدرته فی صوره شاب دون اربعین سنه، ذلک لیعلم ان الله علی کل شی قدیر؛ نهمین فرزند برادرم حسین علیه السلام فرزند سرور کنیزانست، خداوند در زمان غیبت عمرش را بسیار طولانی می کند و آنگاه او را به صورت جوانی کمتر از چهل سال ظاهر می سازد. تا دانسته شود که خداوند به هر چیزی قادر است".[ یوم الخلاص، ص 170]
"لا یکون الامر الذی تنتظرون حتی یبرء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر ویلعن بعضکم بعضا ؛ این امر که فرارسیدن موعد آن را انتظار می کشید واقع نمی شود مگر بعد از آن که برخی از شما از برخی دیگر بیزاری بجوید، و برخی در صورت برخی آب دهان بیندازد و بعضی از شما بعضی دیگر را کافر بداند و یکدیگر را لعن کنند."
عمیر می گوید: عرض کردم: چنین زمانی چه ارزشی دارد؟ امام علیه السلام فرمود:
"الخیر کله فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله؛ همه خیرها در آن زمانست، زیرا قائم ما قیام می کند و همه این حوادث را از بین می برد."[بشاره الاسلام، ص 81. این حدیث به پیروی از صاحب "بشاره الاسلام" از امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده ولی صاحب "عقد الدرر" آن را از امام حسین علیه السلام نقل کرده است. و پژوهشگر معاصر آقای علی اکبر غفاری(ره) در پاروقی های سودمند خود بر کتاب پر ارج "غیبت نعمانی" یادآوری شده که این حدیث در برخی نسخه ها از امام حسن علیه السلام و در برخی دیگر از امام حسین علیه السلام نقل شده است.]
"تصطلح فی ملکه السباع، و تخرج الارض نبتها، و تنزل السماء برکتها و تظهر له الکنوز، یملک ما بین الخافقین، فطوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه؛ در زمان او درندگان با یکدیگر سازش می کنند، زمین گیاهش را خارج می کند، آسمان برکاتش را فرو می فرستد، گنج های نهفته در دل زمین برای او ظاهر می شود. بین شرق و غرب عالم تحت سیطره او در می آید. خوشا به سعادت کسی که زمان او را درک کند و به اوامر او گوش فرا دهد." [ یوم الخلاص، ص 374]
برگرفته از کتاب یاد مهدی (عج) ، تألیف محمد خادمی شیرازی(با تشکر از سایت تبیان)
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link سهشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٧
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۳:٠٢ ب.ظ است> محمدجواد
آن روز تا نزدیک غروب آفتاب، منزل امام بودم و با نرگس صحبت می کردم. وقتی برخاستم لباس بپوشم و بروم، حضرت فرمودند: عمه جان، امشب نزد ما بمان. در این شب، فرزند مبارکی متولد می شود که زمین مرده را حیات می بخشد و زنده می سازد.
من که نشانی از بارداری در نرگس نمی دیدم با تعجب پرسیدم: این فرزند پر برکت از کدام بانو به دنیا خواهد آمد؟! حضرت فرمودند: وی فرزند نرگس است و فقط از او متولد می شود.
من که قدری تردید پیدا کرده بودم دوباره نزدیک نرگس رفتم و او را به دقت نگریستم، ولی هیچ اثری از داشتن فرزند در او ندیدم، از این رو نزد امام برگشتم و ماجرا را به حضرت اطلاع دادم.
امام عسکری علیه السلام لبخندی زده و فرمودند: عمه جان، هنگام سپیده دم، اثر بارداری در او ظاهر می شود، زیرا نرگس نیز مانند مادر موسی است که نشانی از فرزند داشتن در او دیده نمی شد و تا هنگام تولد موسی، هیچ کس از ولادتش خبر نداشت.
آینده نرگس، بسیار حساس و پر اهمیت بود. جاسوسها همه جا را کنترل می کردند. کار آگاهان حکومت، هر حرکت مشکوکی را زیر نظر داشتند و به شدت مراقب بودند که اگر فرزندی از امام یازدهم متولد شد، نابودش سازند.
بعدها فهمیدم به همین خاطر بود که ملیکه، - مادر حضرت مهدی علیه السلام - را به نامهای مختلف میخواندیم. گاهی او را نرگس می نامیدیم، بعضی اوقات به اسم سوسن؛ برخی او را به نام ریحانه می شناختند، گاهی هم صیقل می گفتند تا همسر امام عسکری علیه السلام و فرزند موعودش، شناسایی نشوند و از گزند دشمنان، در امان باشند.
شب از نیمه گذشته بود.
هنوز هم نشانه ای از فرزند داشتن در سوسن دیده نمی شد. زودتر از هر شب برای خواندن نماز شب آماده شدم و به نماز ایستادم.
سوسن نیز ناگهان از خواب پرید، از اطاق بیرون رفت، وضو گرفت، برگشت و مشغول خواندن نماز شب شد. او آخرین رکعت نمازش را می خواند که از اطاق بیرون رفتم.
نگاهی به آسمان انداختم. دیگر نزدیک طلوع فجر بود، اما هنوز اثری از وعده امام عسکری علیه السلام دیده نمی شد.
یک لحظه در دل، نسبت به وعده حضرت، دچار تردید شدم. ناگاه صدای امام را از اطاق شنیدم که به من فرمودند: عمه جان، شک نداشته باش - آنچه گفته ام آشکار می شود - و به خواست خدا خواهی دید. من در حالی که از این تردید نزد خود شرمنده بودم به طرف اطاق برگشتم، همین که نزدیک در رسیدم، دیدم سوسن نمازش را تمام کرده و با حالتی غیر عادی، شتابزده بیرون می آید. به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت، آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت: بلی، عمه جان، چیزی را شدیدا در خود یافتم.
او را به درون اطاق بردم، داشتم زیر لب قرآن می خواندم که ناگهان سوسن از نظرم ناپدید شد، مثل اینکه بین من و او، پرده آویخته باشند دیگر او را ندیدم.
وحشت زده و نگران شدم، فریاد کنان به طرف اطاق امام عسکری علیه السلام دویدم. در این لحظه حضرت فرمودند: عمه برگرد که او را در جای خود خواهی دید.
من با تعجب برگشتم، وقتی وارد اطاق شدم، دیدم نوری از سوسن می درخشد که چشمهایم را خیره می کند. سپس دیدم نوزاد سوسن به حال سجده، زانوهایش را بر زمین نهاده، صورت بر خاک گذارده، و دو انگشت سبابه اش را به طرف آسمان گرفته و می گوید: شهادت می دهم معبودی جز خدای یگانه نیست، او بی همتا است و شریکی ندارد، جدم - محمد - فرستاده خداوند است و پدرم امیر مومنان می باشد. سپس امامان را یکی پس از دیگری بر شمرد تا به نام مبارک خود رسید، آن گاه به درگاه الهی عرضه داشت: پروردگارا، آنچه را به من وعده دادی بر آورده ساز، کارم را به اتمام رسان مخالفانم را نابود و مغلوب نموده، مرا بر دشمنانم پیروز فرما. و زمین را به وسیله من، سرشار از انصاف و عدالت گردان.
همچنان غرق تماشای مناجات دلنشین و کلمات معجز آسای این نوزاد سراپا نور و کمال بودم، که، امام حسن عسکری علیه السلام صدایم زده و فرمودند: عمه جان، آن کودک را در آغوش بگیر و نزد من بیاور. فرزند سوسن را در بغل گرفتم و به طرف حضرت عسکری علیه السلام بردم. وقتی نوزاد سوسن به حضور پدر رسید، در حالی که هنوز به روی دستان من بود، به پدر بزرگوارش سلام نمود.
آن گاه حضرت، کودک نوزادشان را از من گرفتند و در حالی که پرندگانی برفراز سرش در پرواز بودند، زبان مبارکشان را در کام آن طفل پر فرو نهادند و کودک از زبان (علم و عصمت) آن حضرت (دانش و معرفت و اسرار امامت) نوشید.
بعد به من فرمودند: این کودک را بگیر و به مادرش بسپار تا او را شیر دهد، سپس بار دیگر فرزندم را نزد من بیاور. من به اطاق سوسن برگشتم، طفل را به مادر بزرگوارش، که مشتاقانه در انتظار نوزادش بود، سپردم.
سوسن با نگاهی پر مهر و قلبی شادان فرزندش را در بغل گرفت، به آرامی، روی چون ماهش را بوسید و بویید و او را شیر داد. آن گاه بار دیگر، فرزند سوسن را در آغوش گرفتم، او را به حضور امام علیه السلام بردم، اما دیدم باز هم پرندگانی در اطراف سرش می گردند.
سپس حضرت عسکری علیه السلام، با آهنگی بلند، یکی از آن پرندگان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند: این کودک را برگیر، از او محافظت و مراقبت کن و هر چهل روز یک بار، او را به نزد ما برگردان.
پرنده مورد نظر، سخن حضرت را شنید، فرمان امام را اطاعت نمود، نوزاد نرگس را برداشت و با خود به آسمان برد. وقتی آن پرنده پر گشود و بالا رفت، سایر پرندگان نیز در پی او به پرواز در آمدند و بدرقه اش نمودند.در آن حال شنیدم که ابامحمد، امام عسکری علیه السلام گفتند: تو را به خدا سپردم، به همان خدایی که مادر موسی، موسی را به او سپرد.
وقتی نرگس دید نور دیده اش را به آسمان بردند، دلش طپید و اشک در دیدگانش حلقه زد. امام که اشک فراق را بر گونه های سوسن دیدند، به او آرامش داده و فرمودند: آرام باش، فرزند تو از هیچ کس جز خودت شیر نمی نوشد، زیرا شیر خوردن از غیر تو، بر او ناروا و حرام است. به زودی نوزادت را به نزد تو می آورند و او به آغوشت بر می گردد، چنانکه حضرت موسی به مادر بازگردانده شد. و همین است سخن الهی که فرموده: سپس موسی را به مادرش بازگرداندیم تا موجب چشم روشنی و رفع اندوه او باشد.
من که نمی دانستم آن چه پرنده ای بود که نوزاد سوسن را با خود به آسمان بردو چرا آن طفل تازه به دنیا آمده را برگرفت و پرواز کرد، با شگفتی از امام حسن عسکری علیه السلام پرسیدم: آن چه پرنده ای بود که فرزندتان را با خود برد؟! حضرت فرمودند: او روح القدس بود، (او بزرگترین فرشته الهی است) که بر امامان گماشته شده تا در جهت موفقیت، استحکام و تقویت، و تربیت آنان به دانش و معرفت، بکوشد.
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link شنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٧< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ٦:٥٠ ق.ظ است> محمدجواد
سالروز بعثت حضرت ختمی مرتبت، پیامبر رحمت و امید،
حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)
را به همه شما دوستان تبریک عرض میکنم.
بعد از مدتی که توفیق حضور نداشتم، این بار براتون یه مطلب که مرتبط با این مناسبت و در مورد حضرت صاحب الامر (ع) هست رو میذارم. امیدوارم که همه استفاده کنیم.
همان طور که می دانیم، امام زمان (علیه السلام) دو غیبت دارد: یکی غیبت صغری و دیگری غیبت کبری.
باید بین «فلسفه ی غیبت» و «آثار غیبت» تفاوت قایل شویم. این که امام زمان چرا غایب شده اند، با این مطلب که بر غیبت آن حضرت چه فوایدی مترتب می شود، تفاوت دارد.
راز غیبت در سخنان امام (رحمه الله) با ظرافت خاصّی بیان شده است. مجموعه کلمات امام (رحمه الله) در این باره را می توان در چند بند و یک نتیجه بیان نمود.
1 ـ هدف بعثت انبیا «اجرای قسط و عدل» بوده است:
«هر یک از انبیا که آمده اند برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت در همه عالم بکنند....». [امام خمینی، صحیفه نور، ج12، ص207]
این که فلسفه ی بعثت انبیا «اجرای عدالت» بوده مستند قرآنی دارد. از نظر قرآن مجید یکی از مهم ترین آن اهداف بعثت انبیا این بوده که عدالت در همه جا گسترش یابد. در سوره ی «حدید» آمده است:
لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط ;
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناساییِ حق از باطل) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.
2 ـ این هدف بزرگ و مقدّس (اجرای عدالت) به دلایلی تا کنون محقّق نشده است و ما امروزه شاهد بی عدالتی در سراسر جهان هستیم:
«لکن موفّق نشدند، حتی رسول خاتم (صلی الله علیه وآله) که برای اصلاح بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا... لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند...» . [امام خمینی، صحیفه نور، ج12، ص207]
عبارت مذکور صریح است در این که هدف فوق تا کنون محقق نشده است. اکنون زمین پر از ظلم است و در آینده ممکن است بیشتر هم بشود و این شاهد است بر این که انبیا موفق نشده اند عدالت را به اجرا در آورند; البته نه به دلیل ناتوانی انبیای الهی بلکه به خاطر فقدان شرایط مناسب و نیز کار شکنی مخالفین بوده است.
3 ـ هیچ کس قدرت ندارد که عدالت حقیقی را به اجرا درآورد، به جز انسان عادل و کامل، و او کسی جز امام زمان (علیه السلام) نیست:
«این پر کردن دنیا از عدالت، این را ما نمی توانیم بکنیم; اگر می توانستیم میکردیم، امّا چون نمیتوانیم بکنیم ایشان باید بیایند...» [امام خمینی، صحیفه نور، ج20، ص198] .
البته ما باید هم چون انبیای الهی برای محو ظلم و گسترش عدالت تلاش کنیم و اگر موفقیت کامل حاصل نمی شود، لااقل از میزان مظالم کاسته میگردد ولی اجرای کامل عدالت فقط به دست ید اللّهی حضرت مهدی (عج) صورت خواهد گرفت.
4 ـ از آن جا که امام زمان آخرین وصیّ پیامبر است و پس از او دیگر امام معصومی نخواهد بود، بنابراین او باید تا عصر ظهور زنده بماند و عمر طولانی داشته باشد تا آن هدف والا را اجرا نماید:
«آن چیزیکه انبیا موفق نشدند به آن، بااین که برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان [مهدی (عج)] را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیاء آرزو داشتند، لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اولیاء آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود. این که این بزرگوار را طول عمر داده خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن می فهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک همچو معنایی نبوده است.» [امام خمینی، صحیفه نور، ج12، ص207] .
5 ـ اگر امام زمان هم مانند پدران بزرگوار خود به طور معمولی و آشکارا در میان مردم زندگی می کرد و قابل دسترسی بود، هم چون آن بزرگواران معصوم توسط مخالفین به شهادت می رسید:
«اگر مهدی موعود (عج) هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند، دیگر در بشر کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند...» [امام خمینی، صحیفه نور، ج12، ص208] .
امامان معصوم (علیهم السلام) هر یک یا به سمّ و یا به شمشیر از دنیا رفته اند. مخالفان برای از میان برداشتن امام معصوم که مانع جدی در برابر افزون طلبی آنان است ابتدا از روش تطمیع و یا تهدید استفاده می کردند و چون ائمه با تطمیع و یا تهدید دست از هدف خود بر نمی داشتند، لذا به شهادت می رسیدند. به همین دلیل وقتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) می پرسند که چرا امام زمان غایب می شود، در پاسخ فرموده است: «یخاف القتل» [بحار الانوار، ج52، ص90، ح1]
از آن چه گذشت این نتیجه حاصل می شود که فلسفه ی غیبت امام زمان (علیه السلام) «تضمین حیات او به منظور تحقق آرزوی انبیا و اولیای الهی و اجرای عدالت در زمان موعود» است. این که حضرت را «ذخیره الهی» می نامند اشاره به همین معناست.
«در زمان ظهور مهدی موعود (عج) که خداوند ذخیره کرده است او را از باب این که هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد...» [امام خمینی، صحیفه نور، ج12، ص207]
عمریست که از حضور او جا ماندیم درغربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر مـاست کـه ما برگــردیـم! ماییم کـه درغـربت کبـری مـاندیم
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ است> محمدجواد
تو را غايب، ناميدهاند، چون «ظاهر» نيستي، نه اينکه «حاضر» نباشي.
«غيبت» به معناي «حاضر نبودن»، تهمت ناروائي است که به تو زدهاند و آنان که بر اين پندارند، فرق ميان «ظهور» و «حضور» را نميدانند، آمدنت که در انتظار آنيم به معناي «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را ميخوانند، ظهورت را از خدا ميطلبند نه حضورت را، وقتي ظاهر ميشوي، همه انگشت حيرت به دندان ميگزند با تعجب ميگويند که تو را پيش از اين هم ديدهاند. و راست ميگويند، چرا که تو در ميان مائي، زيرا امام مائي، جمعه که از راه ميرسد، صاحبدلان «دل» از دست ميدهند و قرار از کف مينهند و قافله دلهاي بيقرار روي به قبله ميکنند و آمدنت را به انتظار مينشينند...
و اينک اي قبله هر قافله و اي «شبروان را مشعله» در آدينهاي ديگر با دلدادگان ديگري از خيل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه ميکنيم.
برگرد و احیــا کن شکــوه حیـــدری را از ریشه برکن قلعه هـای خیبری را
برگرد و با آن ذوالفقارت قلع و قمع کن نسل خبیث و فتنه جوی سامری را
العجل یا حجة الله
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link جمعه ٢ آذر ،۱۳۸٦
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ٥:۱٩ ب.ظ است> محمدجواد
آه مـــیکشــم تــو را ، بـــا تمـــــــام انتظــار پر شـــکوفـه کن مــــرا ، ای کــرامت بهـار
در رهت به انتظار ، صف به صف نشستهاند کـاروانـی از شهیـد ، کــاروانـــی از بهــــار ای بهـــــار مهربـــان ، در مسیـــــــر کـــاروان گل بپاش و گل بپاش ، گل بکار و گل بکار مـــیرسد بهـــار و من ، بیشکوفهام هنوز آفتــــاب مـن بتــــاب ، مهربــــان مـن ببـار علیرضا قزوه 
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۸:٥٥ ب.ظ است> محمدجواد
سالروز شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیّع ، حضرت امام جعفر صادق (علیه اسلام ) را به همه شیعیان و محبّین آن حضرت تسلیت عرض میکنم.
سخنان گهربار آن حضرت خوشبختانه فراوان به دست ما رسیده است و توانستهایم از این دریای معارف، لبی تر کنیم. به همین سبب منـاسب دیدم چنـد جمـلهای از این کلمـات نورانـی که مربوط به سـاحت مقدس آقـا و مـولایمــان حضرت صاحبالزمان (عج) می شود را در شب شهادت آن بزرگوار؛ برای شما دوستان بنویسم:
1. هرکس به همه امامان اهل بیتعلیهم السلام ایمان آورَد، و مهدی آنان را نپذیرد، بسان کسی است که به همه پیامبران خدا ایمان آورَد، امّا رسالت آخرین آنان محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را انکار کرده باشد.
از آن حضرت سؤال شد: «ای فرزند رسول خدا! مهدیعلیه السلام کیست؟؛ آیا از فرزندان شما است؟».
فرمودند: «پنجمین امام از نسل پسرم موسی است، او از نظرها غایب میگردد، و آوردن صریح نام مقدّسش برای شما روا نیست».
2. «هرکه دوست دارد از یاران قائم باشد، باید انتظار کشد، و از گناه پرهیز کند، و بر اخلاقی نیکو باشد، در حالی که منتظر است؛ پس اگر چنین کسی پیش از قیام قائم درگذرد، او را پاداشی باشد مثل پاداش کسی که قائم را درک کرده باشد. پس کوشش کنید، و انتظار کشید که گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت».
3. «اگر مهدیعلیه السلام را درک میکردم، تمامی روزهای عمرم را به خدمت او میپرداختم».
4. در زمان قائم، شخص مؤمن در حالیکه در مشرق به سر میبَرد، برادر خود را، که در مغرب است، میبیند، و نیز آنکه در مغرب است، برادر خود را در مشرق خواهد دید. (این حدیث اشاره به پیشرفت علم بشر در زمان ظهور حضرت مهدی - عجّل اللَّه فرجه - دارد).
5. مهزم به امام صادق عرضه میدارد: «این مسأله که چشم انتظارش هستیم، کی خواهد آمد؟».
حضرت میفرمایند: «ای مهزم! آنها که وقت تعیین کنند، دروغ میگویند؛ آنها که عجله کنند، هلاک میشوند؛ و آنها که تسلیم [امر خداوند]باشند، نجات مییابند، و به سوی ما باز میگردند».
6. شاید بتوان گفت فضیلتهای بیشماری در روایات ما که برای منتظران فرج برشمردهاند، به اعتبار صبر و شکیبایی و تحمّل مشکلاتی است که منتظران واقعی فرج بر خود هموار میکنند. در روایتی که از امام صادقعلیه السلام وارد شده، آمده است:
«...فَلا یَسْتَفِزَّنَّکَ الشَّیْطانُ، فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ، وَ لکِنِ الْمُنافِقینَ لا یِعْلِمُونَ، أَلا تَعْلَمُ أنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنا وَ صَبَرَ عَلی ما یَری مِنَ الْاذی وَ الْخَوفِ، هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنا...؛
شیطان تو را تحریک نکند؛ زیرا که عزّت، از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است، لیکن منافقان نمیدانند، آیا نمیدانی کسی که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعی آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که میبیند شکیبایی ورزد، در روز بازپسین، در کنار ما خواهد بود؟...».
انشاءالله از منتظران واقعی حضرت قائم (عج) باشیم تا همانگونه که امام در این حدیث فرمودند، شامل کسانی که در آخرت در جوار ائمه اطهار (علیهم السلام) خواهند بود و از خوان نعمت و رحمت آن بزرگواران متنعم میشوند باشیم.
«اللّهم عجل لولیک الفرج»

الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link دوشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٦
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ٩:٤٥ ب.ظ است> محمدجواد
فردا، 17 شوال سالروز وقوع غزوه خندق در سال 5 هجری قمری است. مطلبی که در زیر می خوانید به بیان یکی از ویژگی هایی می پردازد که در این جنگ و قیام امام زمان (عج) مشترک است:
در بررسي ويژگيهاي حکومت جهاني آن حضرت، اين سؤال مطرح است که با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاي عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاي فوق مدرن الکترونيکي و تکنيک برتر ابرقدرتها و سلاحهاي هستهاي و طرحهاي جنگ ستارگان و... پيروزي جهانيبراي امام زمان، عليهالسلام، چگونه ميسر است؟
در ضمنبررسيويژگيهايياران حضرت مهدي،عليهالسلام، و خصوصيات لشکريانش به اين نکته برميخوريم که آنان «منصور بالرعب» هستند.
منصور بالرعب بودن، يعني آنکه پيروزي آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتي است که در دل دشمنان، از او و لشکريانش ايجاد ميشود و آنها از قدرت و پيروزيهاي او به قدري به هراس ميافتند که توان استقامتخويش را از دست ميدهند يا تسليم ميشوند و يا سلاحها را بر زمين ميگذارند و فرار ميکنند و اين خود زمينه پيروزي و فتح بدون درگيري و خونريزي و جنگ را براي آن حضرت فراهم ميسازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامي و درگيري با امام، سلاحهاي خود را بر زمين ميگذارند يا با بلندکردن پرچم سفيد، تسليم ميشوند و يا از پيشاپيش لشگر او ميگريزند.
در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده که سپاهي با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب ميشدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم ميکردند.
پيامبر اسلام،صليالله عليهوآله، طبق شواهد تاريخي و آيات قرآن از اين موهبتبرخوردار بوده و درمواردي صلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شکستناپذير او دلهاي دشمنان را به لرزه افکنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيري و يا به مجرد رويارويي، شکستخورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شدهاند.
پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتي غير مجهز و بسيار کم در برابر سپاهي مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلکه به پيروزي جالبي هم رسيد و اين خود از مواردي است که دشمن با رعبي که در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند ميافتد و با دادن بيش از هفتادکشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار ميگذارد.
در «جنگ خندق» پس از محاصره مدينه توسط نيروهاي قريش و احزاب و عبور «عمروبنعبدود» و همراهان او از خندق و رجزخواني عمرو، اضطراب و دلهرهاي بين مسلمين رخ داده بود که به تعبير قرآن «و زلزلوا زلزالا شديدا» و فرياد «متي نصرالله» سر ميدادند.
آنگاه که حضرت علي (عليهالسلام) عمرو را با يک ضربت از پا درآورد، ترس و رعب عجيبي در دل دشمن افتاد و شبانه فرار کردند.
و نيز در جنگ با يهود بنينظير و بني قريظه، ترس و نگراني به حدي بود که به تعبير قرآن:
«وقذف في قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهمو ايدي المؤمنين» .
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افکند تا به دستخود و به دست مؤمنان خانههاشان را ويران کردند.
ويادر فتح مکه زمينه چنان فراهم ميشودوبهگونهايمرعوبميگردند که جرات هر گونه مقاومت و رويارويي از لشکر جرار قريش و ابوسفيان سلب ميگردد و همه تسليم ميشوند.
اينها نمونه کوچکي است از پيروزي که در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود ميآيد.
پس بسيار روشن است که يکي از عوامل عمده پيروزي ارتش امام زمان،عليهالسلام، همان رعب است که از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان،عليهالسلام، ميافتد و اين حقيقت در لابلاي آيات و روايات مشهود است.
اينک آياتي که دلالتبر اينگونه پيروزيها دارد و ميرساند که پيامبر، صليالله عليهوآله،در مواردي، منصور بالرعب بوده است از نظر شما ميگذرانيم:
1. «سنلقي في قلوبالذين کفرواالرعب بما اشرکوا بالله»
بزودي در دلهاي کفار رعب و هراس ميافکنيم به خاطر آنکه شرک براي خدا قائل شدند.
2.«سالقي في قلوب الذين کفروا الرعب فاضربوا فوقالاعناق»
بزودي در دلهاي کافران وحشت و ترس ميافکنيم، پس ضربهها را بر بالاي گردنها (يعني مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با رعبي است که در دل کفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزي مسلمانان بر آنها شد.
3. «و قذف في قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و تاسرون فريقا»
در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد که سبب فروآمدن از دژهايشان شد و شما گروهي را کشتيد و گروه ديگري را به اسارت گرفتيد.
4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فيقلوبهمالرعب»
پس قدرت خداوند از جايي که گمان نميبردند، آمد و رعب وحشتي در دل آنان افتاد.
در بسياري از روايات ما همين صفت و ويژگي پيامبر،صليالله عليهوآله،براي حضرت مهدي(عج) نقلشدهاست، علاوه بر رواياتي که قبلا اشاره شد به اينکه رعب پيشاپيش لشکر امام زمان از هر طرف ميرود يعني از فاصله دور دشمن او مرعوب ميگردد و فرار ميکند يا تسليم ميشود.
امام باقر،عليهالسلام، ميفرمايد:
«همه سنن انبيا در امام زمان جمع است ولي از سنتهاي جدش مصطفي،صليالله عليهوآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.»
امام محمدباقر،عليهالسلام،نيز ميفرمايد:
«قائم ما (ع) ياري شده به رعب است و تاييدشده با پيروزي است. تمام زمين به تصرف او درميآيد و گنجهاي زمين براي او ظاهر ميشود و سلطه او بر شرق و غرب ميرسد.»
امام صادق،عليهالسلام، ميفرمود:
«انالقائممنامنصوربالرعب مويد بالنصر تطوي لهالارض و تظهر له الکنوز و يبلغ سلطانهالمشرق و المغرب و يظهرالله به دينه ولوکره المشرکون»
در ذيل تفسير آيه «اتي امرالله فلاتستعجلوه» ميفرمايد:
او همواره با سه گروه سپاه تاييد ميشود. سپاه فرشتگان، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.
هشام بن سالم از امام صادق، عليهالسلام، نقل ميکند:
در ميان شرق و غرب کسي نميماند مگر اينکه از او ميهراسد.
ابيبصير از امام صادق، عليهالسلام، نقل ميکند که آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچمحضرتمهدي،عليهالسلام، پس از نقل مطالبي ميفرمايد:
«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضبالله علي هذاالخلق».
با توجه به معناي لغوي رعب که همان خوف و در واقع ترس شديدي است که کتمان آن ممکن نيست، روشن ميشود منصور به رعب بودن آن حضرت ممکن استبه اين معاني باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نکنند و از ترس لشکر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شکستناپذير آن حضرت، تسليم شوند.
2.آوازه آن حضرت و لشکرش چنان رعبآور است که شهرهاي دور دست که با لشکر امام به مسافتيک ماه راهرفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيري و رويارويي و مقاومت تسليم ميگردند، چنانچه حديث ابي بصير گوياي آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر ميبرند و اين ترس خود مقدمه پيروزي امام و شکست دشمنان امام است.
اين رعب و ترس از چند جهت ممکن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند که هراس و رعب در دلهاي دشمنان امام و ابرقدرتها بيفکند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد، نتيجه اينکه زودتر تسليم گردند. گويي چنان از خود بيخود شوند و دست و پاي خود را گم کنند که توان حرکت نيابند.
ب) آوازه پيروزي سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ويژگي ياران او و لشگريانش که مقاوم و شکست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب گردد.
ج) انتشار حرکت و قيام امام و آمادگي باطني مردم ممکن است، سبب پيوستن مردم به امام شود و در تمامي کشورها نيروها و مردم خواستار همکاري با امام زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاي داخلي رخ دهد و موجب انشعاب حکومتها وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاي حاکمان و طاغوت و قدرتها شود.
بخشی از کتاب دانستنی هایی در مورد امام زمان (ع)
با اندکی تصرف و تلخیص
محمد جواد
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦
< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۱۱:٤٢ ب.ظ است> محمدجواد
شخصي درباره ي اين حديث رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم که مي فرمايد:
«لا تُعادوُا الأَيّامَ فَتُعاديکُمْ »
«با روزها دشمني نکنيد که آنها با شما دشمني خواهند کرد»
از امام علي النّقي عليه السلام توضيح خواست. امام عليه السلام در جواب فرمودند:
«مراد از ايّام و روزها، ما (اهلبيت عليهم السلام) هستيم تا زمانيکه آسمانها و زمين بر پاست.
شنبه اسم رسول خداست صلي الله عليه و آله و سلّم، يکشنبه اميرالمؤمنين عليه السلام، دوشنبه حسن عليه السلام و حسين عليه السلام، سهشنبه علي بن الحسين عليه السلام و محمّد بن علي عليه السلام و جعفر بن محمّد عليه السلام، چهارشنبه موسي بن جعفر عليه السلام و علی بن موسی علیه السلام محمّد بن علي عليه السلام و منم(علی بن محمد عليه السلام) و پنجشنبه فرزندم حسن عليه السلام و جمعه فرزند فرزندم (حضرت مهدي (عج)) است، که اهل حق به سوي او جمع مي شوند. اين است معني ايام، پس با ايشان در دنيا دشمني نکنيد که با شما در آخرت دشمني نکنند».
(«مفاتيح الجنان»، باب اوّل، ابتداي فصل 5 (با اندکي تلخيص))
زيارت صاحب الزمان (عج) در روز جمعه، در باب اوّل کتاب مفاتيح الجنان ذکر شده است. این دعا با این جمله شروع میشود:
السلام علیک یا حجةالله فی ارضه السلام علیک یا عین الله فی خلقه ...
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۱٠:۳٢ ب.ظ است> محمدجواد
شب قدر شبي است که تقديرات يکسال انسان رقم زده مي شود و ملائکه آن مقدّرات را بر امام زمان (عليه السلام) عرضه مي کنند لذا با دعا براي حضرت حجت بن الحسن (عليه السلام) خود را مشمول دعا آن حضرت قرار مي دهيم چرا که آن امام مهربان هر کس که ايشان را دعا کند مورد لطف خود قرار داده او را دعا مي فرمايند و پر واضح است که اگر کسي در شب قدر مورد دعاي حضرت قرار گيرد مقدرات نيک و خوبي براي او رقم زده خواهد شد. لذا شب قدر يکي از مناسب ترين اوقات جهت دعا براي حضرت مهدي (عليه السلام) مي باشد که البته دعاهايي نيز در اين مورد ذکر شده است.
به عنوان نمونه نقل شده است که حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) در شب قدر اين دعا را زياد مي خواندند:
اللهّم کن لوليک الحجّة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه السّاعة و في کلّ ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلا و عيناً حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتّعه فيها طويلا.
او همچنين دعاي ديگري که خواندن آن در شب قدر مستحب مي باشد بدين شرح است:
اللهم لک الحمد و اليک المشتکي. اللهم انت الواحد القديم و الآخر الدائم و الرب الخالق و الديّان يوم الدين، تفعل ما تشاء بلا مغالبة و تعطي مَن تشاء بلا منّ و تضع من تشاء بلا ظلم و تداول الايام بين الناس يرکبون طبقاً عن طبق أسألک يا ذالجلال و الاکرام و العزة التي لا ترام و أسألک يا رحمان أسألک ان تصلي علي محمد و آل محمد و أن تعجل فرج آل محمد و فرجنا بفرجهم.
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکّر ز منقار () link چهارشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٦< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۸:۳٦ ب.ظ است> محمدجواد
سلام این چند روز که نتونستم آپ کنم به این دلیل بود که نائیب الزیاره همتون بودم محضر آقا علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء). باور کنین یاد همه بودم و از آقا خواستم مارو از منتظران واقعی فرزندش آقا امام زمان قرار بده و چشم همه مارو زودتر به چهره دلربای گل نرگس روشن کنه.
جای همتون خالی، چه صفایی داشت.
بعد از دو سال ، آقا لطف کرد و منو طلبید تا این موجود حقیر سراپا تقصیر رو به ساحت مقدس خودش نزدیک تر کنه. من هم سعی کردم شاکر این منّتگذاری آقا باشم. دارم سعی می کنم خودمو از آلودگیهام پاک کنم. دارم سعی می کنم صاف بشم. صیقل بگیرم. انشاءالله که خدا کمکم کنه.
عکسای زیادی هم گرفتم که براتون میذارم. شما هم اگر زیارتی نصیبتون شد منو فراموش نکنین. به خدا خیلی محتاج دعام.

< الآن که این مطلبو مینویسم ساعت ۳:٤٤ ب.ظ است> محمدجواد

